۱۳۸۹ فروردین ۹, دوشنبه

یه بار هم ما سوال کنیم


کسی میدونه اسم این دستگاهی که زیر دست این دختر خانم هست چیه ؟
ببخشید من چون اسمشو نمی دونستم نتونستم عکس واقعیشو جور کنم !

۱۳۸۸ آبان ۴, دوشنبه

دوستان
خیلی ممنون از پشتیبانیتون ! ولی دوست داشتم جای pm کامنت میذاشتین که بتونم نگهشون دارم !
ولی خب به هر حال اومدم بگم سرم خیلی شلوغه !
به زودی مثل قبل هر روز با یه مطلب باحال در خدمتتون هستم !
I L U All

۱۳۸۸ مهر ۱۲, یکشنبه

من دیگه دلم نمیاد ادامه بدم
مخصوصا واسه اونایی که رای منفی به وبباگم دادن
حالا اگه می خاین دوباره مطالب باحالمو بذارم بگین
من چند وقت دیگه میام کامنتای این پست رو می خونم تا نظرتون رو بدونم
البته می تونید اس ام اس (09354377304) یا پی ام به یاهو هم هست
MojTubeA@Yahoo.com

۱۳۸۸ مهر ۱۱, شنبه

دخترها از 1400-1230


1230 : 

مرد:دختره خیر ندیده من تا نكشمت راحت نمیشم.... 

زن:آقا حالا یه غلطی كرد شما ببخشید ! نا محرم كه خونمون نبود.حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده...!!! 

مرد: بلند خندیده؟ این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا می خواد بره بقالی ماست بخره. نخیر نمی شه باید بکشمش... 

بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه.








سال 1280: 


مرد: واسه من می خوای بری درس بخونی؟ می کشمت تا برات درس عبرت بشه. یه بار که مُردی دیگه جرات نمی کنی از این حرفا بزنی. تو غلط می کنی. تقصیر من بود که گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟ 


زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نکرده می گیره ها! شکر خورد. دیگه از این مارک شکر نمی خوره. قول میده... 


مرد:(با نعره حمله می کنه طرف دخترش ): من باید بکشمت. تا نکشمت آروم نمی شم. خودت بیای خودتو تسلیم کنی بدونه درد می کشمت... 


-- بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه. 



سال1330: 


مرد: چی؟ دانشسرا (همون دانشگاه خودمون)؟ حالا می خوای بری دانشسرا؟ می خوای سر منو زیر ننگ بکنی؟ فاسد شدی برا من؟؟ شیکمتو سورفه (سفره) می کونم...

زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنین. خدا نکرده یه وخ (وقت) سکته می کنین آ...

مرد: چی می گی ززززززن؟؟ من اگه اینو امشب نکوشم (نکشم) دیگه فردا نمی تونم جلوی این فسادو بیگیرم. یه دانشسرایی نشونت بدم که خودت کیف کنی...

-- بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه.


سال1380: 


مرد: کجا؟ می خوای با تکپوش (از این مانتو خیلی آستین کوتاها که نیم مترم پارچه نبردن و وقتی می پوشیشون مث جلیقه نجات پستی بلندی پیدا می کنن) و شلوارک (از این شلوار خیلی برموداها) بری بیرون؟ می کشمت. من... تو رو... می کشم...

زن: ای آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان دیگه همه همینطورین (شما بخونید اکثرا) .

مرد: من... اینطوری نیستم. دختر لااقل یه کم اون شلوارو پائین تر بکش که تا زانوتو بپوشونه . نه... نه... نمی خواد. بدتر شد . همون بالا ببندیش بهتره...

در این دوره هیچ کس گناهکار نیست



سال1401: 


زن: دخترم. حالا بابات یه غلطی کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن . اعصابت خورد بشه روی اعصاب عروسکت هم اثر منفی می گذاره آ . ممکنه حتی لاک ناخنت هم بپره. آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت کدر می شه آ مامی. باباتم قول می ده دیگه از این حرفا نزنه... ببین خودش هم پشیمونه ( مامی اینجا داره اشاره به ددی اشاره می کنه که زود بگو غلط کردم تا عروسکش از خواب نپریده )

-- بالاخره با صحبتهای زن، دخترخونه از خر شیطون پیاده می شه و بابای گناهکارشو می بخشه !!

۱۳۸۸ مهر ۱۰, جمعه

تولید نان به شکل اعضای بدن انسان


یک نانوای بیست وهشت ساله تایلندی در نانوایی خود واقع در دهکده ای نزدیک بانکوک در اقدامی عجیب ، دست به تولید نان های کره ای با شکل و شمایل زیر نموده است.
البته نانوا قصد دارد این نکته را یادآوری کند که به ظاهر هر چیز نباید قضاوت کرد
(به حق چیزهای ندیده.....جل الخالق)